تبليغاتX
نفسهای گرم
نوشته های شخصی

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 19:35  توسط سمانه | 
یا حق........

     سلام از همتون ممنونم که بهم سر زدین

     راستی من دانشجوام و در شهرستان درس می خونم ۱۴ دارم می رم شروع به درس خوندن کنم اونجام امکان دسترسی به اینترنت و ........ ندارم . البته سعی میکنم که گه گاهی بیام .برام خیلی دعا کنید .من براتون دعا می کنم هیچوقت تو ظلمت تنهایی نمونین .  

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 19:19  توسط سمانه | 

زمانی که احساس افسردگی میکنید زمانی است که تنها به خود می اندیشید و به گذشته  بنابراین مرتب انرژی منفی جذب می کنید . اشتباهات ما افسوس ندارد چون یک تجربه است .

این را بدانید که آنگونه که می اندیشید آنگونه خواهید بود . افکار ما از قدرتهای خارق العاده ای بهره مند است . و می تواند و می تواند انرژی مثبت جذب کند . تمام مداحل شفا در باطن آدمی صورت می گیرد. با گفتگوهای درونی مراحل شفا را در خود آغاز کنید.

بهترین گفتگوهای درونی رازونیار با خداوند است هر نوع عمل که بر اساس ایمان به خداوند باشد مورد لطف خداوند قرار می گیرد .

آلبرت شوایترز یکبار گفت :

   افکار بزرگ با مخالفت شدید و خشونت طبقه عوام روبه رو شئه است .

   اولین وآخرین مشاور خود باشید تا با مخالفت شدید و خشونت بار دیگران رو به رو نشوید.

   توده مردم اغلب شما رو با دیگران مقایسه می کنند . این تنها اسلحه در دست آنهاست بازیچه دیگران نشوید

اگر آدمی در عرصه تفکر معنوی فرصتی معنوی برای مراقبه و مکاشفه دعا و مطالعات معنوی نداشته باشد از این عرصه به کمال نمی رسد.    

امیدوارم هرگز افسرده نشین از ته دل می گم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 20:56  توسط سمانه | 
زندگی چیست؟

زندگی رویایست متغیر

زندگی سرابی است بی یایان

زندگی رنجی است مداوم

زندگی شرابی است گاه تلخ گاه شیرین

زندگی حرفی است نا تمام

زندگی عهدی است نافرجام

زندگی خیالی است رویایی

زندگی تماما نهفته از آرزوهای خیالی  دورغ واقعی دست نیافتنی نشدنی و شدنی است

زندگی عشقی است ناخودآگاه

زندگی فرسایشی فیزیکی و افزایشی معنوی است

زندگی لحظه های یک عمر است که باید آن را هدر نداد و از هر لحظه بهتر از لحظه های قبل استفاده نمود .

زندگی تجملی است اجباری که باید یذیرفت و آن را زیبا دید. 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 20:3  توسط سمانه | 

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 18:57  توسط سمانه | 
یا حق ................

    به آنکه دوسش داریم دورغ می گوییم و به انکه دوستش نداریم باز هم دورغ می گوییم اما تفاوت آن در این است که به آنکه دوستش داریم می گوییم نداریم و به آنکه نداریم می گوییم عاشقه اوییم !!!!!!!!!!!!!

    و این چه سرنوشتی است که برای خود رقم می زنیم و همه در نهایت در کنار آن کسی هستیم که دوستش نداریم که گاهی به آن انقدر عادت می کنیم که تا آخر عمر در کنارش می مانیم وگاهی به خود جرات گریز می دهیم و می گریزیم .

   ای خدا چه می شد هر که را به هر اندازه که دوس می داریم او نیز ما را به همان اندازه دوست می داشت تا هیچ کس طعم تلخ تنهایی ،شکست ،بی وفایی ،حسرت، ریا، دورنگی ،خیانت و احساسه بده بدبینی نسبت به همه آدمها رو پیدا نمی کرد..................................

خدایا ما بندگانه تو هستیم خیلی ضعیف تر از انیم که همتای تو بتوانیم دوره تنهایی را متحمل شویم ....

                        خدایا ما را از ظلمت تنهایی نجاتمان ده!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 18:48  توسط سمانه | 
ok

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 17:4  توسط سمانه | 

احضاره جن وجنیان

سیره تکاملی علم امروزه نظر دانشمندان را بخصوص در قاره آمریکا به وجوده موجوداته نامرئی جلب کرده است و لذا شبهه ی اینکه آیا بر روی زمین به نام جن وجود دارد یا نه  را  از مرحله ای محال بودن به مرحله امکان و موجودیت تنزل داده است . حتی کتابهایی در مورده احضاره ارواح تالیف شده است و تا حدودی نیز ترقی یافته است . ناگفته نماند که آنان از جن به ارواح شریر تعبیر می کنند . همان جنییان هستند ولاغیر زیرا آنان هیچگونه تسلطی بر روح انیان ندارند تا بتوانند احضارش کنند.

        به عنوان مثال : قضیه ای را که چند ساله یش در مشهد اتفاق افتاده بود به صورت خلاصه از افراده موثق نقل می کنم: عده ای میزه گردی تشکیل دادند و مشغول ارتباط گرفتن با روحی که یدره یکی از حضار بود یا برادرش بود شدند.

کیفیت این ارتباط ها به این صورت است که شخصه خاصی متصدی ارتباط است و ذیگران حتی اگر بلد هم باشند حق مباشرت هم ندارند و فقط دوره میز می شینند . و دو دسته خودشان را به آرامی روی میز می گذارند . و آن شخص دز ابتدا وردهای مخصوصی را می خوانند . و سیس یکایک حروف ۲۸ گانه الفبای عربی را از ابتدا تا انتها می خواند . هنگام تلفظ بعضی از حروف میز خودبخود و بدونه محرک زیره دستها حرکت می کند تا وقتی که از ترکیب حروف کلمه معقولی بدست می آید . این مطلب به عنوانه احضاره ارواح غوغای عجیب غریبی به راه انداخت . تا اینکه دو نفر از ذانشمندانه مغتبره مشهد خواستاره شرکت در این مجلس شدند و از نزدیک جریانه حرکته میز را دیدند در جلسه دیگر یکی از آن دو خواست که گردانیدنه میز را به عهده بگیرد . متصدی امر با اکراه یذیزفت . این دانشمند چون دارای علوم ومعنویت خاصی بود و طریق مکالمت با موجوداته نا مرئی را می دانست . گرداننده یا گردانندگانه نامرئی میز را به اسمهایی که حضرت سلیمان می دانست و با آن اسمها جنیان را مسخر کرده بود سوگند داد و سوال کرد: آیا شما روح هستین یا موجوده دیگر؟

و شروع به خواندنه حروف الفبا کرد . میز شروع به تکان خوردن  در حروفه میم نون جیم نون ه سین میم  کرد و جمله من جن هستم بدست آمد و در حقیقت احضاره روح وجود ندارد بلکه احضاره جن است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 16:35  توسط سمانه | 

مرا ترس از تنهایی به جایی کشاند که سخت تر از ظلمت تنهایی بود !!!به هر که یا علی گفتمو تصمیمم گرفتم تا ابد در کنارش باشم رفت!!!!!!!!!من نمی نویسم ما تجربه کردیم آنچه را که حتی نوشتنش دل را می گریاند و قلب را در ماتمکده ی حسرت می میراند . ما به آن کس که ایمان داشتیم کافر شدیم و این چیست و چرا اینگونه است ؟!؟!؟!؟

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 14:46  توسط سمانه | 
+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 14:2  توسط سمانه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من سمانه متولد1366 دانشجوی رشته شیمی محض

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
نویسندگان
سمانه
سمانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM